راهی به سوی نور
در ادامه به تفسیر ساده و روان آیات 31 تا 37 سوره قاف گوش می دهیم. همراه ما باشید.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 31 تا 32 از سوره قاف گوش فرا میدهیم:
«وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ»، «هذا ما تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٍ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و بهشت را براى تقواپیشگان نزدیک آورند و از آنان فاصله اى ندارد»، «[به آنان میگویند:] این است آنچه به شما وعده داده مىشد. [این پاداش] براى هر کسى است که [در دنیا به سوى خدا] بازگشته [و] حافظ و نگهبان [حدود الهى] بوده است»
در برنامه قبل، سرانجامِ انسانهایی که از روی عناد و لجاجت ایمان نمی آورند، بیان شد؛ این آیات در مقایسه با آنان، به فرجام نیک مؤمنان اشاره کرده و می فرماید: در قیامت، بهشت برای پارسایان و پاکان مهیّا شده و به سهولت در اختیار آنها قرار می گیرد تا از نعمتهای بی پایان الهی بهره مند شوند.
این پاداش بزرگ، نتیجه مراقبت آنها از دستورات الهی در دنیاست که سبب می شد از نافرمانی خدا بپرهیزند. اگر هم از روی جهل و غفلت دچار لغزش و خطایی می شدند، بلافاصله باز می گشتند و توبه می کردند.
از این آیات میآموزیم:
- مؤمن هم مانند کافر، از گناه مصون نیست، اما برخلاف کافر، بر انجام گناه اصرار نمی ورزد و اگر دچار لغزش شد، پشیمان شده، توبه می کند و در مقام جبران بر می آید.
- اگر به وعده های خداوند ایمان داریم، مطمئن باشیم که پاکی و پرهیزکاری و بازگشت به سوی خدا، ما را به بهشت می رساند.
اکنون به تلاوت آیات 33 تا 35 از سوره قاف گوش میسپاریم:
«مَنْ خَشِیَ الرَّحْمنَ بِالْغَیْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ»، «ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ»، «لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها وَ لَدَیْنا مَزِیدٌ»
ترجمه این آیات چنین است:
«آن که در نهان، از [خداى] رحمان ترسید و با دلى توبه کار [به سوى خدا] آمد»، «به سلامت وارد بهشت شوید! این روزِ جاودانگى است»»، «براى اهل بهشت در آنجا هرچه بخواهند، آماده است و نزد ما [نعمتهای] افزونتری هست»
این آیات در ادامه آیات قبل می فرماید: نشانه ایمان واقعی به خدا آن است که در خلوت و نهان و در جایی که کسی جز خدا حاضر و ناظر نیست، انسان از خدا پروا کند و مرتکب گناه نشود؛ اگر هم گرفتار گناه شد، بلافاصله توبه کند و بازگردد. چنین روحیه ای انسان را از دوزخ رهایی می بخشد و او را به بهشت وارد کرده و درآنجا ماندگار می سازد.
آنان که در دنیا به خاطر جلب رضای خدا از آنچه دلشان می خواست، دست کشیدند؛ خداوند در بهشت جبران می کند و می فرماید: اکنون هرچه شما بخواهید، برای جلب خشنودی شما فراهم است. علاوه برآن، آنچه از نعمتها را که شما نمی دانید که درخواست کنید، خدا از روی لطف و کرمش به شما عطا می کند.
از این آیات میآموزیم:
- قلب مؤمنان، انابه کننده و توبه کار است و همین موجب نجات آنها می شود. اما قلب کافران و منافقان بیمار است و توجیه کننده جرائم و گناهان آنان/ لذا نجات نمی یابند.
- ترک گناه در نزد دیگران و در انظار عمومی و اجتماع، نشانه ایمان نیست، زیرا چه بسا از روی ترس از قانون یا انتقاد دیگران و یا رسوایی و آبروریزی باشد. اما اگر در نهان از خدا بترسیم و حریم او را رعایت کنیم، نشان دهنده ایمان واقعی است.
- بهشتیان هنگام ورود به بهشت، با تشریفات خاصی مورد استقبال و تحیّت قرار می گیرند.
- در بهشت، هیچگونه محدودیت یا رنج و زحمتی برای دریافت نعمتها نیست و از بهترین نویدها به بهشتیان، بشارت به جاودانگی و زوال ناپذیری نعمتهاست.
- انسان، موجودی بی نهایت طلب است، لذا خداوند بیش از خواسته ها و انتظارات بهشتیان، به آنها عطا می کند.
اکنون به تلاوت آیات 36 و 37 از سوره قاف گوش میسپاریم:
«وَ کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلادِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ»، «إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرى لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و چه بسیار نسلهایى را پیش از اینان نابود کردیم که نیرومندتر از ایشان بودند و [با کشورگشایى،] به شهرها نفوذ کردند. آیا [براى آنان] راه گریزى بود؟»، «در این [نابودی سرکشان]، پند و عبرتى است براى کسى که دلى [بیدار] دارد، یا با حضور قلب، [به حقایق] گوش فرا دهد»
این آیات هشداری است به همه ستمگران که گمان نکنند نیرو و قدرت آنان، مانع تحقق اراده خداوند است و می توانند از چنگال قدرت الهی رهایی یابند. چه بسیار حاکمان قدرتمندی در طول تاریخ بوده اند که کشورگشایی کرده و بر نواحی گسترده ای از زمین نفوذ و تسلط یافته اند، اما مقهور قدرت خداوند شده و به هلاکت رسیده اند.
طبیعی است کسانی از سرگذشت اقوام پیشین عبرت می گیرند که با مطالعه تاریخ آنها به تحلیل اعمال و رفتار و سرگذشت آنها بپردازند و از این رهگذر، به عوامل سقوط و هلاکتشان پی ببرند. یا لااقل به کسانی که اهل تحلیل درست رویدادهای تاریخی هستند، گوش بسپارند و پند بپذیرند و از کفر و ظلم و تعدّی دست بردارند.
از این آیات میآموزیم:
- شناخت دلایل از بین رفتن تمدن های بزرگ گذشته، باید چراغ راه نسلهای امروز و آینده باشد.
- یکی از سنتهای الهی، نابودی امتها و قدرتمندان ستیزه جو و ستم پیشه است.
- قدرت، بستر ظلم و فساد است و زمینه را برای طغیان و سرکشی و تعرّض به دیگران فراهم می کند، مگر آنکه نیروی ایمان، انسان را از ظلم و تعدّی به دیگران باز دارد.
- مطالعه تاریخ گذشتگان به تنهایی کافی نیست، برای نجات از آسیب ها، شناخت تحولات تاریخی و قوانین حاکم بر آن لازم است.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.
------------------