راهی به سوی نور
در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 38 تا 46 سوره ذاریات همراه شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 38 تا 40 از سوره ذاریات گوش فرا میدهیم:
«وَ فِی مُوسى إِذْ أَرْسَلْناهُ إِلى فِرْعَوْنَ بِسُلْطانٍ مُبِینٍ»، «فَتَوَلَّى بِرُکْنِهِ وَ قالَ ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ»، «فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و در [سرگذشت] موسى [نیز نشانه و عبرتى است]، آنگاه که او را با دلیلی روشن و آشکار به سوى فرعون فرستادیم»، «پس فرعون با تکیه بر قدرت و سپاهش، روى برگرداند و گفت: او یا جادوگر است یا دیوانه»، «پس ما او و سپاهیانش را [به قهر] گرفتیم و آنان را در دریا افکندیم، در حالى که او [به سبب لجاجت و دشمنى] سزاوار سرزنش بود»
در برنامه قبل، سخن از نزول عذاب بر قوم گنهکار لوط بود. این آیات به سرنوشت فرعون و پیروان او اشاره کرده و می فرماید: حضرت موسی به جای آنکه به سوی قوم بنی اسرائیل برود، در گام اول به سراغ فرعون رفت. زیرا او آن قوم را تحت سلطه ظالمانه خود گرفته بود، مردان و زنان آنان را آزار و شکنجه می داد و آنها را برده و کنیز خود کرده بود.
پس حضرت موسی برای رهایی قوم بنی اسرائیل از چنگال فرعون، ابتدا به سراغ فرعون رفت و با ارائه معجزات الهی و دلیل و منطق روشن، حقانیت خود را ثابت کرد. اما فرعون و اطرافیانش زیر بار سخن حق نرفتند. آنها موسی را جادوگر خواندند و او را به کم عقلی و جنون متهم ساختند.
در نهایت قهر الهی فرعونیان را فرا گرفت، درحالی که هیچ راه فراری نداشتند. آنان همگی در رود نیل غرق شدند و در طول تاریخ سزاوار سرزنش اقوام و ملل مختلف گردیدند. از این آیات میآموزیم:
- رهایی مردم از سلطه زورگویان و ظالمان، یکی از اهداف نهضت پیامبران است.
- حاکمان فاسد، مردان خدا را که برای اصلاح امور جامعه قیام می کنند، ترور شخصیت می کنند، تهمتهای ناروا به آنان می زنند و آنان را منحرف، ساحر یا مجنون معرفی می کنند.
- قدرتهای بزرگ با همه نیرو و امکاناتشان در برابر اراده الهی بسیار ضعیف و ناتوانند، پس باید بر خدا توکل کنیم و هیچ هراسی از آنان به دل راه ندهیم.
اکنون به تلاوت آیات 41 تا 42 از سوره ذاریات گوش میسپاریم:
«وَ فِی عادٍ إِذْ أَرْسَلْنا عَلَیْهِمُ الرِّیحَ الْعَقِیمَ»، «ما تَذَرُ مِنْ شَیْءٍ أَتَتْ عَلَیْهِ إِلاَّ جَعَلَتْهُ کَالرَّمِیمِ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و در [سرگذشت] قوم عاد [نیز نشانه و عبرتى است]، آنگاه که بر آنان باد نازا و هلاک کننده فرستادیم»، «[این باد] هیچ چیزى را که بر آن مىوزید، باقى نمىگذاشت، مگر آنکه آن را خرد و تباه [چون استخوان پوسیده] مىکرد»
حضرت هود، پیامبر قوم عاد بود؛ قومی که در جنوب جزیرة العرب زندگی می کردند و از نظر جسمی افرادی قوی، بلند قامت و درشت هیکل بودند. آنها در ساخت بناهای بلند و عظیم در دل کوهها توانایی و مهارت خاصی داشتند.
اما آنان به جای پیروی از پیامبران الهی، از حاکمان ستمگر اطاعت می کردند و در برابر حق می ایستادند تا آنکه خداوند عذاب سختی را بر آنان نازل کرد. تندبادی عظیم وزیدن گرفت که آن مردمان قوی را چون کاه به بالا پرت می کرد و بر زمین می کوبید.
از این آیات میآموزیم:
- باد، که مظهر رحمت الهی در جابجایی ابرها و نزول باران و رویش گیاهان است، گاهی مظهر قهر الهی شده، ویرانگری به بار می آورد و مجرمان را به هلاکت می رساند.
- آب و باد، گرچه از پدیده های طبیعی به شمار می روند، اما تحت فرمان خداوند هستند و با اراده او، ظالمان را در خود غرق و هلاک می کنند.
اکنون به تلاوت آیات 43 تا 46 از سوره ذاریات گوش میسپاریم:
«وَ فِی ثَمُودَ إِذْ قِیلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِینٍ»، «فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَ هُمْ یَنْظُرُونَ»، «فَمَا اسْتَطاعُوا مِنْ قِیامٍ وَ ما کانُوا مُنْتَصِرِینَ»، «وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقِینَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و در [سرگذشت] قوم ثَمود [نیز نشانه هاى عبرتى است]، آنگاه که به آنان گفته شد: تا زمانى کوتاه [که سه روز بیشتر نیست، از زندگى] بهره ببرید»، «آنان از فرمان پروردگارشان سر باز زدند. پس در حالى که مىنگریستند، صاعقه آنان را فراگرفت»، «پس نه توان برخاستن داشتند و نه توانستند از خود دفاع کنند»، «و پیش از آنان قوم نوح [را نابود کردیم، زیرا] مردمانى نافرمان و بدکار بودند»
حضرت صالح، پیامبر قوم ثمود بود. آنان برای اثبات حقانیت صالح، از او درخواست معجزه ای عجیب کردند: بیرون آمدن شتری از دل کوه! حضرت صالح به آنان گفت: اگر این امر انجام شود و شما ایمان نیاورید، هلاک خواهید شد، اما آنان که گمان نمی کردند چنین معجزه ای شدنی است، بر خواسته خود پافشاری کردند.
به قدرت الهی شتر عظیم الجثه ای از دل کوه بیرون آمد، اما قوم ثمود به جای اقرار به حقانیت حضرت صالح، او را تکذیب کردند و در پی کشتن شتر برآمدند. پس از کشته شدن شتر، سه روز به آنان مهلت داده شد تا توبه کنند، ولی آنان بازنگشتند و با صاعقه ای آسمانی، چنان بر زمین افتادند که توان برخاستن و یاری طلبیدن نداشتند.
همچنین با وجود سالها تلاش حضرت نوح، پیامبر بزرگ الهی برای ارشاد و هدایت قوم نوح، جز اندکی از آنها به او ایمان نیاوردند و بر کفر و کارهای ناشایست خود اصرار ورزیدند، تا آنجا که آنان نیز با سیل و طوفانی عظیم نابود شدند.
از این آیات میآموزیم:
- سنت الهی مهلت دادن به مجرمان است، اما اگر توبه نکنند، در دنیا یا آخرت گرفتار عذاب خواهند شد.
- اقوام و ملتهایی که از سرنوشت گذشتگان عبرت نگیرند و مسیر خویش را اصلاح نکنند، خود مایه عبرت آیندگان می شوند.
- همه پدیده های طبیعی ازجمله آب، باد و صاعقه می توانند اسباب قهر الهی باشند و موجب هلاکت اقوام مُجرم و فاسد شوند.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.