راهی به سوی نور
در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 32 تا 40 سوره طور همراه شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 32 تا 34 از سوره طور گوش فرا میدهیم:
«أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُمْ بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ»، «أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لَا یُؤْمِنُونَ»، «فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کَانُوا صَادِقِینَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«آیا خردهایشان آنان را به این [یاوهگوییها] وا مىدارد؟ یا آنان قومى سرکشند؟»، «یا مىگویند: [محمّد،] قرآن را خود ساخته [و به خدا نسبت داده] است! بلکه آنان [به سبب سرکشی و حسد،] ایمان نمىآورند»، «پس اگر راستگویند، سخنى مانند آن بیاورند»
در برنامه قبل، به سخنان ناروایی که مخالفان پیامبر اسلام درباره آن حضرت می گفتند، اشاره شد. این آیات می فرماید: آیا عقل سلیم شما را به چنین یاوه سرایی هایی وا می دارد که پیامبر خدا را که با دلیل و منطق با شما سخن می گوید، کاهن و شاعر و مجنون بخوانید؟ این سخنان جز از روی خود بزرگ بینی و طغیان در برابر حق، توجیه دیگری ندارد.
شما برای آنکه به او ایمان نیاورید، او را متهم می کنید که مطالبی را از پیش خود ساخته و پرداخته و به خداوند نسبت داده است. اگر چنین است، شما نیز چنین کنید و سخنانی مشابه کلام او را بیاورید. نشان دهید آنچه او ادعا می کند، نادرست است و دیگران نیز می توانند همانند کلام او را بیاورند.
از این آیات میآموزیم:
- ریشه اصلی کفر و انکار، طغیان و سرکشی در برابر حق است، نه عقل و اندیشه.
- مخالفان انبیا، برای توجیه کفر خود و دور کردن مردم از پیروی آنها، به انواع افتراها و تهمت های ناروا علیه آنان روی می آورند.
- قرآن، معجزه آشکار پیامبر اسلام برای اثبات ادعای رسالت اوست، مخالفان اگر راست می گویند کتابی همانند آن ارائه کنند.
اکنون به تلاوت آیات 35 و 36 از سوره طور گوش میسپاریم:
«أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ»، «أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَلْ لَا یُوقِنُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«آیا از هیچ آفریده شدهاند؟ یا خود آفریدگار خویشند؟!»، «آیا آسمانها و زمین را آفریدهاند؟! بلکه [حقّ این است که آنها] جویای یقین نیستند»
این آیات به یکی از برهان های خداشناسی، به نام برهان علیت اشاره دارد. این برهان می گوید: هیچ معلولی، بدون علت به وجود نمی آید و هیچ معلولی، نمی تواند علتِ خودش باشد، پس نیازمند علتی غیر از خود است. ازآنجاکه همه پدیده های زمین و آسمان چنین هستند، پس در نهایت باید به علتی برسیم که خودش معلول نباشد، وگرنه دچار تسلسلی می شویم که از نظر عقلی قابل پذیرش نیست.
هیچ انسانی ادعا نمی کند که او خود به خود و بدون علّت آفریده شده است. همچنین هیچکس مدعی نیست که خودش خویشتن را آفریده است. این دو فرض عقلا محال است. زیرا انسان پدیده است و هر پدیده ای علّت می خواهد. به اضافه آنکه انسانی که قبلا نبوده، چگونه می تواند سببِ بودنِ خود شود؟! بنابراین نیاز به آفریدگار، امری فطری و عقلانی است که مشرکان مکه نیز آن را قبول داشتند و آن را انکار نمی کردند.
از این آیات میآموزیم:
- قرآن، با طرح برخی سؤالات، انسانها را به تفکر و تامل وا می دارد تا به خود آیند و فکر و وجدان آنها بیدار شود و از مخالفت دست بردارند.
- اگر انسان به دنبال حقیقت و پذیرش آن باشد، عقل او را به آن راهنمایی می کند.
- انسان نه آفریدگار خویش است، نه آفریدگار آسمانها و زمین.
- تفکر در آفرینش خود و جهان، انسان را به خدا می رساند و او را به اطمینان و یقین می رساند.
اکنون به تلاوت آیات 37 تا 40 از سوره طور گوش میسپاریم:
«أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّکَ أَمْ هُمُ الْمُصَیْطِرُونَ»، «أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ یَسْتَمِعُونَ فِیهِ فَلْیَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِینٍ»، «أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَکُمُ الْبَنُونَ»، «أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«آیا گنجینه هاى پروردگارت نزد آنان است؟ یا آنها [بر این عالم] چیرگی دارند؟»، «آیا نردبانى دارند که با آن [اسرار آسمانها را] مىشنوند؟ پس شنوندهى آنان دلیلى روشن بیاورد»، «آیا دختران از آنِ خدا و پسران از آنِ شماست؟»، «آیا از آنان مزدى درخواست مىکنى که پرداخت آن بر آنان سنگین است؟»
در ادامه آیات قبل، این آیات نیز مخالفان پیامبر را مورد سؤال قرار می دهد. آیات می فرماید: اگر شما می پذیرید که آفریدگار خود و جهان نیستید، پس آیا تدبیر امور جهان و انسانها و تقسیم ارزاق و نعمتها به شما سپرده شده است؟ آیا انتظار دارید خداوند کسی را که شما می خواهید، به عنوان پیامبر انتخاب کند و یا هر کس را که خودتان دوست دارید، به این مسئولیت یا مسئولیتهای دیگر اجتماعی منصوب کنید؟
آیا آنها راهی به آسمان دارند که از تدبیر امور جهان یا وحی الهی برای هدایت مردم آگاه شوند و براساس آن عمل کنند؟
آیا آنها درمورد خرافات بی پایه و اساسی که به خداوند نسبت می دهند و به عنوان مثال می گویند: فرشتگان، دختران خدا هستنند، دلیلی دارند؟
یا آنکه مثلا پیامبر از آنها دربرابر رسالتش اجر و مزدی درخواست کرده است که پرداختن آن برایشان دشوار است و بدین سبب حاضر به پذیرش رسالت او نشده اند؟
روشن است که پاسخ همه این سؤالات منفی است و مخالفان هیچ دلیل و منطق روشنی برای مخالفتشان ندارند و تنها به دنبال راهی برای فرار از پذیرش حق هستند.
از این آیات میآموزیم:
- اگر مخالفان هم سخنی منطقی داشتند، باید آمادگی پذیرش آن را داشته باشیم و گرفتار تعصب بی جا نشویم.
- آنان که به خداوند، نسبتهای ناروا همچون دختر داشتن، می دهند، از تهمتهای ناروا به پیامبران الهی نیز هیچ ابایی ندارند.
- در تبلیغ دین و ارشاد و دعوت انسانها به حق، باید همانند پیامبران از طرح مسائل مادی و یا تقاضای مالی از مردم دوری کنیم. زیرا سبب خنثی شدن آثار تبلیغ و نیز فشار بر مردم می شود. البته اگر مردم خودشان داوطلبانه کمک کردند یا هدیه ای دادند، پذیرش آن مشکلی ندارد.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.
----------------