بهمن ۰۶, ۱۴۰۰ ۰۹:۴۰ Asia/Dushanbe

در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 19 تا 30 سوره نجم همراه شما هستیم.

 

 

                                                   بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 19  تا 23 از سوره نجم گوش فرا می‌دهیم:

«أَفَرَأَیْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى»، «وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى»، «أَلَکُمُ الذَّکَرُ وَلَهُ الْأُنْثَى»، «تِلْکَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِیزَى»، «إِنْ هِیَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّیْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَى»

ترجمه این آیات چنین است:

«آیا [بت‏هاى] لات و عزّى را دیده‏ اید؟»، «و منات، آن سومین بت دیگر»، «آیا پسر براى شماست و دختر [که از آن بیزارید،] براى خداوند؟»، «این، تقسیمی ناعادلانه است»، «این بت‏ها، جز نام‏هایى بیش نیستند که شما و پدرانتان، نام‏گذارى کرده‏ اید. خداوند هیچ‌‌گونه برهانى [بر حقانیت آنها] نفرستاده است. [مشرکان،] تنها از گمان و هوای نفس خود پیروى مى‏ کنند، در حالى که از سوى پروردگارشان، هدایت به سراغشان آمده است»

این آیات یکی از مهمترین باورهای بت پرستان مکه را به چالش کشیده و می فرماید: شما از یک سو این بتها را تمثال فرشتگان می دانید و آنها را می پرستید؛ از سوی دیگر فرشتگان را دختران خدا می پندارید و از آنها امید شفاعت نزد خدا دارید. در حالی که اولاً خدا فرزند ندارد و فرشتگان فرزند خدا نیستند؛ ثانیاً فرشتگان، مانند انسانها نیستند که مذکر و مؤنث داشته باشند.

افزون برآن، شما دختر را مایه عیب و ننگ خود می دانید و حتی حاضر می شوید او را زنده به گور کنید، حال چگونه است که فرشتگان را دختران خدا می دانید و آنها را به خدا نسبت می دهید؟! آیا دلیل و برهانی بر این ادعا دارید؟ یا آنکه گرفتار خرافاتی شده اید که پدران و نیاکان شما گفته اند و شما بی دلیل پذیرفته اید؟  

اگر به دنبال شناخت صحیح خدا هستید، خداوند با فرستادن آخرین پیامبر و کتاب قرآن، راه هدایت را به شما نشان داده است، تا به بیراهه گرفتار نشوید.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. مشرکان، خدا را قبول داشتند، اما در پرستش دچار خرافات شده و بتهای سنگی را به عنوان تمثال دختران خدا می پرستیدند.
  2. در برخورد با افکار انحرافی، می توان از شیوه جدل استفاده کرد و با استفاده از منطق طرفِ مقابل، او را محکوم نمود. مشرکانی که دختر را برای خود ننگ می دانستند، چگونه فرشتگان را دختر خدا می پنداشتند؟
  3. تبعیض میان دختر و پسر و برتر شمردن یکی بر دیگری، از مصادیق ظلم و بی عدالتی است.
  4. ازآنجا که اعتقادات و سنتهای نیاکان، تاثیر قابل توجهی در فرهنگ نسلهای بعد دارد، چه بسا تقلید کورکورانه از باورها و آداب و رسوم آنها، زمینه را برای گسترش خرافات در جوامع بشری فراهم کند.
  5. پندارهای سست و بی پایه و پیروی از هواهای نفسانی، سبب گمراهی بسیاری از مردم و دوری آنها از هدایت الهی شده است.

 

اکنون به تلاوت آیات 24 تا 26 از سوره نجم گوش می‌سپاریم:

«أَمْ لِلْإِنْسَانِ مَا تَمَنَّى»، «فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى»، «وَکَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَرْضَى»

ترجمه این آیات چنین است:

«آیا انسان، به هرچه آرزو دارد، مى‏ رسد؟»، «پس آخرت و دنیا از آنِ خداوند است»، «و چه بسا فرشتگانى که در آسمان‏ها هستند، [ولى] شفاعت آنان سودى ندارد، مگر پس از آن که خداوند براى هرکه بخواهد و بپسندد، اجازه‌ شفاعت دهد»

براساس این آیات، مشرکان به امید برخورداری از شفاعت فرشتگان آنها را می پرستیدند، در حالی که چنین آرزویی همانند بسیاری از آرزوهای بی جا و بی پایه هرگز محقق نمی شود. زیرا دنیا و آخرت به خواست و اراده الهی اداره می شود و تابع امید و آرزوی انسانها نیست.

بی تردید، امید به آینده، موتور محرّک  فعالیتهای انسان و عامل رشد اوست. اگر امید نباشد، هیچکس تلاش و کوشش نمی کند و قدمی در جهت پیشبرد امور زندگی خود برنمی دارد. البته امید و آرزوهای انسان باید در چارچوب امکانات، استعدادها و ظرفیتهای او باشد، وگرنه او دچار توهم و خیال پردازی شده است. آنچه که این آیه نفی می کند، آرزوهای موهوم و بی پایه ای است که مورد تایید عقل و منطق یا وحی الهی نیست. چراکه  کنار گذاشتن اینگونه آرزوهای غیرواقعی و نامعقول، خود زمینه ساز رشد و تعالی انسان و جامعه بشری می شود.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. کنارگذاشتن عقل و وحی که راه  هدایت و سعادت را به بشر نشان می دهند و دل بستن به آرزوهای موهوم و خیالی، انسان را از رشد و تعالی و دریافت الطاف الهی در دنیا و آخرت باز می دارد.
  2. ما باید خواست و آرزوی خود را با خواست و اراده الهی هماهنگ کنیم تا به نتیجه مورد نظر برسیم، نه آنکه انتظار داشته باشیم اراده حکیمانه خداوند تابع اراده و آرزوی ما شود.
  3. وقتی که فرشتگان مقرّب درگاه خداوند بدون اذن و اراده او، اجازه شفاعت کردن ندارند، از اشیاء بی جان و بی خاصیتی چون بتها چه انتظاری می توان داشت؟

 

اکنون به تلاوت آیات 27 تا 30  از سوره نجم گوش می‌سپاریم:

«إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَیُسَمُّونَ الْمَلَائِکَةَ تَسْمِیَةَ الْأُنْثَى»، «وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا»، «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِکْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا»، «ذَلِکَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى» 

ترجمه این آیات چنین است:

«کسانى که به آخرت ایمان ندارند، فرشتگان را به نام دختران نام‏گذارى مى ‏کنند»، «درحالى که آنان [به این امر] هیچ دانشى ندارند. آنان فقط از گمان پیروى مى ‏کنند و قطعاً گمان، [انسان را] از حقّ بى ‏نیاز نمى‏ کند»، «پس، از هر کس که از یاد ما روى گرداند و جز زندگى دنیا را خواستار نبود، روی بگردان»، «آن، آخرین درجه از علم و شناخت آنان است. پروردگارت کسانى را که از راه او گمراه شده‏ اند، بهتر مى ‏شناسد و به کسانى که هدایت یافته ‏اند، داناتر است»

چنانکه پیش از این نیز گفتیم مشرکان خدا را به عنوان مبداء آفرینش جهان قبول داشتند، اما اعتقادی به قیامت و کیفر و پاداش در جهان پس از مرگ نداشتند. لذا این آیات می فرماید: کسانی که این خرافات را به خدا نسبت می دهند و براساس آن، بتها را می پرستند، آنها درواقع قیامت را باور ندارند و از عاقبت کار خود نمی ترسند.

ادامه آیات به یکی از آسیبهای جوامع بشری اشاره کرده و می فرماید: باورهای بسیاری از افراد درباره مبداء و معاد، براساس ظنّ و گمان است، درحالی که در اینگونه موارد، انسان باید به علم و یقین برسد تا به حقانیت آنچه اعتقاد دارد، اطمینان یابد.

به طور طبیعی افرادی که به دنبال شناخت درست مبداء جهان هستند، سراغ پیامبران می روند و از هدایت آنها بهره می گیرند، درحالی که آگاهی دیگران از حقیقت، در حد شناخت دنیا و لذات و منافع آن است.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. پیروی از ظنّ و گمان در امور عادی و کم اهمیت، شاید خسارت زیادی به دنبال نداشته باشد و یا قابل جبران باشد؛ اما این گونه پیروی در امور اعتقادی، انسان را دچار خسارتی بزرگ و جبران ناپذیر می کند، زیرا عمر بشر هرگز قابل تکرار نیست.
  2. در راه تربیت و ارشاد مردم و دعوت آنها به سوی خدا، به سراغ کسانی برویم که به دنبال شناخت حق هستند، نه کسانی که از یاد خدا اعراض کرده و چشم و گوش خود را بر حقیقت بسته اند.
  3. دنیاگرایی، یکی از عوامل فراموش کردن خدا و قیامت است. اگر به شیوه ای صحیح و معقول از لذات طبیعی زندگی بهره بیریم، امری پسندیده است، اما دلبستگی بیش از حد و غیرمتعارف به دنیا، امری نکوهیده و زیان بار است.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.   

          ----------------