راهی به سوی نور
با پایان یافتن سوره نجم، در این برنامه با تفسیر ساده و روان آیات 1 تا 8 سوره قمر همراه شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
با پایان یافتن سوره نجم در برنامه قبل، در این برنامه تفسیر آسان و روان آیات سوره قمر را آغاز میکنیم. این سوره نیز در مکه نازل شده و در مقام هشدار و انذار به مشرکان و مخالفان است. بیان سرنوشت شوم اقوام گذشته که در برابر دعوت فرستادگان الهی، از روی عناد و لجاجت، سرکشی کردند، برای آن است که مشرکان دست از مخالفت با پیامبر اسلام بردارند و دربرابر حق تسلیم شوند.
ابتدا به تلاوت آیات 1 تا 3 از سوره قمر گوش فرا میدهیم:
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
«اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ»، «وَإِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَیَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ»، «وَکَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ وَکُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ»
ترجمه این آیات چنین است:
به نام خداوند بخشندهی مهربان
«قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت»، «و اگر [کافران] معجزه اى بینند، روى مى گردانند و مىگویند: این جادویى است پىدرپى و همیشگی!»، «و [تو و قرآن را] تکذیب کردند و از هوسهاى خود پیروى نمودند. در حالی که هر کارى [سرانجام در جایگاه خود] قرار می گیرد [و حقّانیت تو آشکار خواهد شد]»
آیات آغازین سوره قمر به یکی از معجزات بزرگ پیامبر اسلام اشاره دارد. مشرکان مکه برای فرار از پذیرش دعوت پیامبر، چیزی را از آن حضرت درخواست کردند که می پنداشتند پیامبر هرگز از عهده انجام آن بر نمی آید. آنها به رسول خدا گفتند اگر تو راست می گویی و پیامبر خدایی، ماه را برای ما دو پاره کن! آنها براین باور بودند که سحر و جادو در امور زمینی اثر دارد، ولی در آسمانها اثری ندارد و اگر ماه شکافته شود، روشن می شود که کار محمد(ص) سحر نیست.
دراینجا بود که پیامبر از پیشگاه پروردگار تقاضا کرد آنچه را خواسته اند به او بدهد. به اذن خداوند در یک شب که هلال ماه کامل بود، با اشاره پیامبر، ماه دو نیم شد و پس از آنکه مردم مکه آن را دیدند، ماه دوباره به حالت اولیه بازگردانده شد.
با این حال، مخالفان که هرگز انتظار چنین کاری را نداشتند، آن را نوعی سحر و جادو خواندند و گفتند درواقع ماه دو نیم نشده است، بلکه تو مانند ساحران به گونه ای در چشمان ما تصرف کرده ای که ما گمان کنیم ماه دو نیم شده است.
برخلاف ادعای مشرکان، این حادثه واقعاً رخ داده بود. چنانکه مسافران کاروانهای شام و یمن در مسیر خود این رویداد شگفت را دیده بودند و حتی مردم سرزمین هند، شکافته شدن ماه را مشاهده کرده بودند.
قرآن می فرماید: ریشه این تکذیب ها، هوای نفس است که اجازه نمی دهد انسان در برابر حق تسلیم شود و دوست دارد همواره مطابق میل خود رفتار کند، اما سرانجام حقیقت آشکار خواهد شد و کفر و شرک نیز فرجامی جز سقوط و هلاکت نخواهد داشت.
از این آیات میآموزیم:
- وقوع قیامت نزدیک و حتمی است و این هشداری جدی است به غافلان از قیامت و حساب و سؤال آن. بعثت آخرین پیامبر نیز یکی از نشانه هایی است که به نزدیک شدن پایان جهان دلالت می کند.
- به جز قرآن که معجزه جاوید پیامبر اسلام است، آن حضرت معجزات دیگری داشته که دو نیم شدن ماه، یکی از مهمترین آنها بوده است.
- افراد لجوج با آنکه معجزات را با چشمهای خود می بینند، آن را سحر و جادو می خوانند و پیامبر را تکذیب می کنند.
- پیروی از تمایلات نفسانی، از مهمترین دلایل سرپیچی مخالفان از پذیرش حقانیت پیامبران است.
اکنون به تلاوت آیات 4 و 5 از سوره قمر گوش میسپاریم:
«وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنَ الْأَنْبَاءِ مَا فِیهِ مُزْدَجَرٌ»، «حِکْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و بیگمان از خبرهاى مهمّ [گذشتگان]، آنچه مایهی باز داشتن [از کفر] است، براى آنان آمد»، «[با این که آن خبرها،] حکمتى رسا بود؛ ولى هشدارها [برای افراد لجوج،] سودى نداشت»
در ادامه آیات قبل این آیات می فرماید: سرپیچی مخالفان از دعوت رسول خدا از روی ناآگاهی نیست؛ آنها از سرنوشت اقوام گذشته اطلاع دارند که چگونه در اثر سرکشی و نافرمانی به هلاکت رسیدند. آنها از پیروان ادیان گذشته شنیده اند که پس از مرگ قیامتی برپا می شود و بهشت و دوزخی وجود دارد، اما باز هم از کارهای زشت خود دست برنمی دارند.
بی تردید، آنچه از سوی خدا و پیامبران باید انجام شود، اتمام حجّت است، که سخن حق و حکیمانه به گوش مردم برسد، گرچه بسیاری از انسانها به این هشدارها توجه نمی کنند و سودی به حالشان ندارد.
از این آیات میآموزیم:
- مطالعه تاریخ گذشتگان می تواند انسان را در شناخت عوامل نابودی اقوام و تمدن های گذشته یاری کرده و او را از کفر و گناه و طغیان باز دارد.
- پیام های قرآن بر پایه حکمت و منطق است و با عقل و درک عموم مردم قابل فهم و پذیرش است.
- پیامبران به وظیفه خود عمل کرده و با ابلاغ سخن حق، حجت را بر بشر تمام می کنند، اما قصد اجبار و تحمیل ندارند و مردم باید با اختیار خود، حق را بپذیرند.
اکنون به تلاوت آیات 6 تا 8 از سوره قمر گوش میسپاریم:
«فَتَوَلَّ عَنْهُمْ یَوْمَ یَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَیْءٍ نُکُرٍ»، «خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ کَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ»، «مُهْطِعِینَ إِلَى الدَّاعِ یَقُولُ الْکَافِرُونَ هَذَا یَوْمٌ عَسِرٌ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس، از آنان روى بگردان! [و منتظر باش] روزى را که آن دعوتکننده، [آنان را] به سوى چیزى ناشناخته و هولناک فرا میخواند»، «آنان در حالى که چشمهایشان [از ترس و وحشت] فرو افتاده، همچون ملخهایى پراکنده، از قبرها بیرون مىآیند»، «سراسیمه به سوى دعوتکننده مىشتابند. کافران مىگویند: «این روزى بسیار سخت است!»
پس از بیان اوج لجاجت منکران و کافران، این آیه خطاب به پیامبر اکرم می فرماید: اینها را به حال خود رها کن و سراغ کسانی برو که آمادگی پذیرش سخن حق را دارند. این افراد زمانی بیدار می شوند که قیامت را به چشم خود ببینند، آنگاه که با فرمان الهی مردگان یکی یکی از دل زمین بیرون می آیند و از ترس و دلهره به هر سویی می روند.
اوضاع و احوال قیامت بر این افراد ناشناخته است و به دنبال هر صدا و ندایی می شتابند تا خبری بیابند و به آرامش برسند. اما هرچه پیش می روند، بر وحشت آنها افزوده می شود و می فهمند این همان روزی است که در دنیا به آنها گفته می شد، اما آن را انکار می کردند.
از این آیات میآموزیم:
- بعد از اتمام حجت بر مخالفان، گاه باید آنها را به حال خود رها کرد تا گمان نکنند به ایمان آوردن آنها نیازمندیم و از آنها خواهش و تمنا می کنیم که ایمان بیاورند.
- صحنه های قیامت برای کافران و بدکاران، سخت و غیرمنتظره و دهشتناک است، به گونه ای که اصلا انتظار ندارند با چنین صحنه هایی روبرو شوند.
- معاد، امری جسمانی است و انسانها از دل خاک بر می خیزند، نه آنکه فقط روح آنها در قیامت محشور شود.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.
-----------------