اسفند ۱۶, ۱۴۰۰ ۰۹:۰۲ Asia/Dushanbe

در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 23 تا 32 سوره قمر همراه شما هستیم.

      بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 23  تا 26 از سوره قمر گوش فرا می‌دهیم:

«کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ»، «فَقَالُوا أَبَشَرًا مِنَّا وَاحِدًا نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَفِی ضَلَالٍ وَسُعُرٍ»، «أَأُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِنْ بَیْنِنَا بَلْ هُوَ کَذَّابٌ أَشِرٌ»، «سَیَعْلَمُونَ غَدًا مَنِ الْکَذَّابُ الْأَشِرُ»

ترجمه این آیات چنین است:

«قوم ثَمود، هشدار دهندگان را تکذیب کردند»، «پس گفتند: آیا ما بشرى از جنس خودمان را که تک و تنهاست، پیروى کنیم؟ در این صورت ما در گمراهى و دیوانگى خواهیم بود»، «آیا از میان ما، فقط بر او وحى نازل شده است؟ بلکه او دروغگو و خودخواه است»، «[آنان] در آینده خواهند دانست که دروغگو و خودخواه کیست»

در برنامه های قبل سرگذشت دو قوم نوح و عاد بیان شد. در این برنامه به سرنوشت قوم ثمود می پردازیم. این قوم در شمال جزیرة العرب زندگی می کردند و پیامبرشان حضرت صالح بود. آنها از روی کبر و غرور به هشدارهای آن فرستاده خداوند توجهی نمی کردند و به کارهای زشت خود ادامه می دادند.

آنها نه فقط حاضر به پذیرش دعوت او نبودند، بلکه او را فردی گمراه و دیوانه می خواندند که پیروی از او موجب گمراهی و جنون می شود.

البته بهانه های دیگری نیز برای مخالفت با حضرت صالح داشتند. آنها می گفتند چگونه فردی که همانند خود ماست، در میان ما به صورت عادی زندگی می کند و هیچ قدرت و ثروت و جمعیتی ندارد، این ادعای بزرگ را مطرح می کند که از سوی خدا مامور هدایت ما شده است؟

از این آیات می‌آموزیم:

  1. از امتیازات پیامبران این بوده است که از میان مردم عادی برخاسته و زندگی عادی و معمولی داشته اند تا بتوانند الگوی مردم باشند.
  2. گاهی انسانها چنان سقوط می کنند که پیروی از افراد پاک و درستکاری چون پیامبران را نمی پذیرند، در حالی که همان افراد یا زیر سلطه طاغوتها زندگی می کنند یا جمادات بی شعور را می پرستند!
  3. تهمت دروغگویی و خودشیفتگی به پیامبران، از حربه های مخالفان است؛ در حالی که آنها خودشان دارای این دو ویژگی هستند.

 

اکنون به تلاوت آیات 27 تا 29 از سوره قمر گوش می‌سپاریم:

«إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ»، «وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَیْنَهُمْ کُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ»، «فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«ما براى آزمایش آنان آن ماده شتر را می‌فرستیم. پس مراقب [پایان] کار آنان باش و شکیبایى پیشه کن»، «و به آنان خبر ده که آب، میان آنان و شتر تقسیم شده است. هر کدام در زمان نوبت خود بر سر آب حاضر شوند»، «پس آنان رفیقشان را [که براى پى‌‌کردن ناقه گماشته بودند،] فرا خواندند، پس دست به کار شد و شتر را از پاى درآورد»

روشن است که هرکس ادعای پیامبری کرد، نمی توان پذیرفت و باید معجزه ای ارائه دهد که گویای صدق و درستی ادعای او باشد.

به اراده خداوند شتری عظیم الجثه و متفاوت از دیگر شتران، از دل کوه ظاهر شد. میزان شرب آب شتر به حدی بود که باید آب را میان مردم و آن حیوان تقسیم می کردند.

البته این یک آزمایش الهی بود. مردم باید سهمیه بندی آب را رعایت کرده و در نوبت خود، بر سر آب حاضر می شدند. 

بزرگان قوم ثمود که نمی توانستند این معجزه را انکار کنند، تصمیم گرفتند شتر را بکشند و فردی را مامور این کار کردند. حضرت صالح به آنها هشدار داد که پس از مشاهده معجزه، انکار و لجاجت،  سبب نزول عذاب می شود. اما آنها بی توجه به هشدارهای صالح، شتر را از پای درآوردند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. معجزات الهی، اسباب امتحان مردم نیز هستند تا معلوم شود چه کسانی به دنبال شناخت حقیقت و پذیرش آن هستند و چه کسانی از روی عناد و لجاجت، با حق به مقابله بر می خیزند.
  2. تا حجت بر مردم تمام نشود، خداوند کسی را کیفر نمی کند و عذاب نازل نمی شود.
  3. مخالفان پیامبران برای رسیدن به اهداف شوم و پلید خود از افراد شرور و خونریز استفاده می کنند.

 

اکنون به تلاوت آیات 30 تا 32  از سوره قمر گوش می‌سپاریم:

«فَکَیْفَ کَانَ عَذَابِی وَنُذُرِ»، «إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ صَیْحَةً وَاحِدَةً فَکَانُوا کَهَشِیمِ الْمُحْتَظِرِ»، «وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ» 

ترجمه این آیات چنین است:

«پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟»، «ما فقط یک صیحه [و صاعقه‏اى مرگبار] را بر آنان فرو فرستادیم، پس آنان مانند گیاه خشک و خردشده‏اى شدند که [دامداران] در آغُل مى‏ریزند»، «و به راستی ما قرآن را براى یادآوری [و پندپذیرى]، آسان [و قابل فهم] کردیم، پس آیا پندپذیرى هست؟»

پس از کشتن شتری که برای اثبات صدق حضرت صالح از سوی خداوند آمده بود، قهر الهی در قالب صاعقه ای آسمانی نازل شد که رعد و برق آن ساکنان منطقه ثمود را بر جای خود خشک و بی حرکت کرد. درنتیجه آنها همچون علوفه ای شدند که دامداران برای خوراک دام می کوبند و خرد می کنند. 

در پایان نقل سرنوشت قوم ثمود، خداوند بار دیگر یادآوری می کند که هدف از نزول قرآن، پند و هشدار است تا انسان خطرهای پیش روی خود را بشناسد، خویشتن را از آنها  نجات دهد و گرفتار قهر الهی در دنیا و آخرت نشود.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. با آنکه قاتل شتر یک نفر بود، اما چون عموم مردم از کار او رضایت داشتند، قرآن، این کار را به همه آنها نسبت داده است، لذا همگی مشمول عذاب شدند.
  2. در برابر اراده الهی هیچکس قدرت ایستادگی ندارد. افراد تنومند قوم ثمود همچون شاخه هایی خشکیده و خرد شده بر زمین ریختند.
  3. قرآن کتاب تاریخ نیست، اما تاریخ برخی اقوام گذشته را به شکل درست و مطابق با واقعیت بیان می کند تا مایه عبرت همگان شود.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.  

  ---------------