راهی به سوی نور
در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 33 تا 42 سوره قمر همراه شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 33 تا 35 از سوره قمر گوش فرا میدهیم:
«کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ»، «إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّیْنَاهُمْ بِسَحَرٍ»، «نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنَا کَذَلِکَ نَجْزِی مَنْ شَکَرَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«قوم لوط [نیز] هشدار دهندگان را تکذیب کردند»، «ما نیز بر آنان تندبادى همراه با سنگ فرستادیم و فقط خانوادهی لوط را سحرگاهان نجاتشان دادیم»، «[این نجات] نعمتى از سوی ما بود. ما اینگونه هر که را شکر کند، پاداش مىدهیم»
قوم لوط، چهارمین قومی است که در این سوره به سرنوشت شوم آنان در اثر بی اعتنایی به هشدارهای پیامبران اشاره شده است. پدیده همجنس گرایی و برقراری روابط جنسی میان مردان آن قوم به گونه ای رایج بود که هشدارهای پی در پی پیامبرشان درباره زشتی این کار و عواقب بد آن موثر واقع نشد. آنها به جای پذیرش سخنان منطقی لوط، درصدد اخراج او از شهر و راحت شدن از نصیحت های دلسوزانه او برآمدند.
خداوند نیز آنان را گرفتار تندباد و گردباد عظیمی نمود که حجم زیادی از سنگ و ریگ بیابان را به آسمان برد و به یکباره بر سر آن قوم فاسد و بدکار فرو ریخت. درنتیجه، آنها و خانه هایشان زیر آن ریگزار مدفون شدند و به هلاکت رسیدند. البته پیش از نزول عذاب، خداوند به حضرت لوط خبر داد که خود و خاندانش، جز همسرش که همدست مخالفان بود، از شهر خارج شوند تا از قهر الهی در امان بمانند.
از این آیات میآموزیم:
- هشدار و انذار، از وظایف همه پیامبران در طول تاریخ بوده است، ولی عموم مردم به این هشدارها بی توجهند و از آن پند و اندرز نمی گیرند.
- عدل الهی اقتضا می کند که به هنگام نزول عذاب، اهل ایمان نجات یابند و خشک و تر با هم نسوزند.
- پذیرش دعوت پیامبران و پیروی از دستورات آن فرستادگان خداوند، نوعی شکر عملی است که نزول نعمت و پاداش الهی را در همین دنیا نیز به دنبال دارد.
اکنون به تلاوت آیات 36 تا 40 از سوره قمر گوش میسپاریم:
«وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ»، «وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَنْ ضَیْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْیُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِی وَنُذُرِ»، «وَلَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُکْرَةً عَذَابٌ مُسْتَقِرٌّ»، «فَذُوقُوا عَذَابِی وَنُذُرِ»، «وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ»
ترجمه این آیات چنین است:
«[لوط،] مردم را از قهر[و مؤاخذه] ما هشدار داده بود، امّا در هشدارها جدال و ستیزه کردند»، «و مهمانانش را از او [برای کار زشت] خواستند ولى ما چشمانشان را نابینا و محو کردیم. [و گفتیم:] «بچشید عذاب و هشدار مرا!»، «و صبحگاهان عذابى پایدار به سراغشان آمد»، «پس بچشید عذاب و هشدار مرا!»، «و به راستی ما قرآن را براى یادآوری [و پند گرفتن]، آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده ای هست؟»
حضرت لوط همواره به آن قوم درباره عاقبت شوم کار زشتشان هشدار می داد، اما آنان در گفته های او شک و تردید ایجاد کرده و آنها را غیرواقعی می شمردند. تا آنکه وقتی فرشتگان الهی در قالب جوانانی زیباروی به خانه حضرت لوط وارد شدند، برخی اوباش و اشرار که وقاحت را به اوج رسانده بودند، از آن حضرت خواستند که مهمانانش را دراختیار آنها بگذارد.
به فرمان الهی چشمان آن افراد نابینا شد، اما نه خودشان و نه قومشان از این کیفر آشکار الهی پند نگرفتند. آنها نه تنها از کار خود پشیمان نشدند، بلکه قصد جان حضرت لوط را کردند که خداوند او و خاندانش را شبانه نجات داد و صبحگاهان آن قوم زشتکار را به هلاکت رساند.
از این آیات میآموزیم:
- خداوند ابتدا از طریق پیامبران اتمام حجت می کند و سپس منکران و مخالفان را کیفر می کند.
- اگر قبح کارهای زشت و فساد آلود در جامعه بشکند، خانه افراد پاک و با ایمان نیز از دستبرد مفسدان و خلافکاران در امان نخواهد ماند.
- قرآن کتاب تاریخ نیست، اما سرگذشت و سرنوشت اقوام پیشین را نقل می کند تا مردم عبرت بگیرند و پذیرش حق برای آنان آسان تر شود.
اکنون به تلاوت آیات 41 و 42 از سوره قمر گوش میسپاریم:
«وَلَقَدْ جَاءَ آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ»، «کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا کُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِیزٍ مُقْتَدِرٍ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و همانا هشدار دهندگان به سراغ فرعونیان آمدند»، «[امّا آنان] همهى معجزات ما را تکذیب کردند، پس ما آنان را [به قهر] گرفتیم، چون گرفتنِ زورمندی شکست ناپذیر»
پنجمین قومی که این سوره سرنوشت شوم آنها را بیان می کند، قوم فرعون است که او را همچون خدا می پرستیدند و مطیع بی چون و چرای فرامین او بودند. فرعونیان، قوم بنی اسرائیل را به اسارت و بردگی گرفته بودند و آنان را مورد بدترین آزارها و شکنجه ها قرار می دادند.
حضرت موسی برای دعوت فرعون و درباریانش به خداپرستی و آزاد کردن قوم بنی اسرائیل از بردگی، به سراغ فرعون رفت. آن حضرت به فرمان الهی معجزات متعددی را در حضور فرعون و اطرافیانش ارائه کرد. اما آنها به جای تسلیم شدن در برابر حق و دست برداشتن از کفر و ظلم، تصمیم گرفتند که موسی و پیروانش را از بین ببرند. پس خداوند همه آن ستمگران را در رود نیل غرق کرد.
از این آیات میآموزیم:
- پیروی از حاکمان ظالم و طغیانگر و همفکری با آنها، انسان را در سرنوشت دنیا و آخرت آنها شریک می سازد.
- معجزات الهی برای آگاهی بخشیدن به مردم و اتمام حجت بر آنهاست، اما کسانی که معجزه را به چشم خود ببینند و انکار کنند، در همین دنیا گرفتار عذاب می شوند.
- تنها قدرت نفوذناپذیر عالم، قدرت خداوند است؛ قدرت و اقتدار بشر دربرابر قدرت الهی ناچیز و بی مقدار است، گرچه او به ظاهر بسیار مقتدر و توانمند باشد.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار. --------------