مصاحبه با نجیب منلی نویسنده و تحلیلگر معروف افغانستان
جایگاه پاکستان در سیاست امریکا
مصاحبه کننده : عاشق حسین طوری
س/
پاکستان کشوری است که از یکسو همواره با هند مشکل دارد و از سوی دیگر با افغانستان در عین حال الان امریکا در ارتباط با هند و افغانستان پاکستان را زیر فشار قرار داده است شما سیاست فعلی امریکا در قبال پاکستان را چگونه ارزیابی می کنید و چقدر بر صداقت مبنی است؟
پ/
در سی سال گذشته سیاست امریکا مبنی بود بر چشم پوشی از اشتباهات و عملکرد پاکستان ، به این معنا که امریکا تامین یک سری منافع خود را به پاکستان محول کرده بود و پاکستان هر کاری می کرد امریکا از آن چشم پوشی می کرد . زمانی که اکثریت نیروهای خارجی افغانستان را ترک کردند و پاکستان فکر کرد که می تواند تجربه سال ۹۵ میلادی را دوباره تکرار کند منافع امریکا و پاکستان در تضاد با یکدیگر قرار گرفت و از آن زمان هر از گاهی مقامات امریکا از پاکستان انتقاد می کنند ولی باز هم مساله تعادل منافع مطرح بود و امریکا نسبت به پاکستان تسامح داشت ولی در دو سه سال اخیر فعالیتهای پاکستان درنهایت بی شرمی روشن و خطرناک شده است و نه تنها هند و افغانستان هدف آن هستند بلکه دود آن به چشم کشورهای دیگر هم می رود به همین خاطر امریکا دارد سیاست خود را در قبال پاکستان تغییر می دهد . از تحولات گذشته به نظر می رسد و به ویژه از قول جان مک کین در کابل که گفت پاکستان یا باید خود را اصلاح کند و یا تنبیه شود ، این سخنانی است که امریکا برای اولین بار آن را مطرح کرده است .
س/
اما همین جان مکین در پاکستان حرفهای دیگری می زد و گفت که بدون همکاری پاکستان نمی توان جنگ و تروریسم را در منطقه ریشه کن کرد و در سفری که مقامات نظامی پاکستان جان مک کین را به وزیرستان برده بودند نامبرده از نقش پاکستان خیلی قدردانی کرد؟
پ/
طبیعی است که آداب دپلماتیک محدودیتهای خود را دارد ولی این حرف امریکا که بدون کمک پاکستان نمی توان در افغانستان صلح برقرار کرد این را می توان به دو صورت تعبیر کرد آنرا اینگونه می توان تعبیر کرد پاکستان در گرم کردن جنگ درافغانستان نقش دارد و تازمانی که از این سیاست دست برندارد در افغانستان صلح برقرار نمی شود . درکابل هم جان مک کین همین مساله را مطرح کرد . این تغییر در سیاست امریکا به این معنا نیست که به نفع افغانستان یا پاکستان و یا منطقه خواهد بود بلکه امریکا برای منافع خود کار می کند ولی باز هم این تغییر جدید چیزی است که می توان روی آن فکر کرد در این سیاست روابط امریکا با هند خیلی افزاییش یافته است در پانزده سال گذشته روابط امریکا با افغانستان راوبط دوستی بوده است با پاکستان روابط سرد شده است با چین و روسیه هم سرد است و پاکستان می خواهد از این سردی استفاده کند و فکر می کنم در این شرایط امتیازاتی که امریکا به پاکستان می دهد حتما کاهش خواهد یافت .
س/
دولت افغانستان از قول جان مک کین خبر داده است که آقای قمرباجوه فرمانده ارتش پاکستان به وی گفته است که به زودی در دو طرف خط دیوراند عملیات آغاز خواهد شد بفرمایید که آیا این سخن فقط برای فرار از فشار است یا نه پاکستان واقعا یک عملیات مفید و مثمر ثمر انجام خواهد داد؟
پ/
این حرف بی معناست ، خط دیوراند فقط یک راه رفت و آمد می باشد و مراکز و پناهگاههای اصلی طالبان و مخالفان افغانستان روی خط دیوراند نیستند بلکه در عمق پاکستان در کویته و پیشاور و پنجاب و سند هستند پس عملیات در خط دیوراند بی معناست و ایجاد موانع فقط در راه به این معناست که کسی در آخر رود خانه سد شن درست کند این بی فایده است . بهر حال دولت افغانستان از این اعلان استقبال کرده است و علت استقبال دولت افغانستان به این جهت است که پاکستان برای اولین بار قبول کرده است که یک طرف سوم بر این عملیات دو جانبه نظارت کند یعنی پاکستان از خود سری خود عقب رفته است ولی بهر حال عملیات در خط دیوراند هیچ فایده نخواهد داشت و باید سرچشمه های ملی و لوژیستکی گروههای ترویستی در عمق خاک پاکستان خشکانده شود این کار در مرزها انجام شدنی نیست بلکه در اسلام آباد انجام می شود.
س/
برخی از امریکاییها هم در این اواخر همین را می گویند مثلا گزارش اخیر پینتاگان هم می گوید که تا زمانی که طالبان و شبکه حقانی و مخفی گاههای آنها در داخل پاکستان از بین نرود تروریسم در افغانستان پایان نخواهد یافت اگر امریکا این را می داند چرا جان مک کین از پاکستان نخواست که در داخل پاکستان عملیات کند نه اینکه در دو طرف خط دیوراند عملیات انجام دهد ؟
پ/
عملیات در مرزها شاید توجیه نظامی داشته باشد ولی برای من حرف هیات امریکا در کابل جالب بود که گفت پاکستان یا باید خود را اصلاح کند و یا مجازات شود. این حرف را تاکنون با این وضاحت امریکا بیان نکرده بودند و ما این را به عنوان یک نقطه عطف نگاه می کنیم .
س/
قرار است سیاست ترامپ در باره افغانستان در نیمه ماه ژوئیه اعلان خواهد شد بنظر شما این سیاست چگونه خواهد بود؟
پ/
من فکر می کنم محور سیاست امریکا درافغانستان اینست که چند هزار نیروی دیگر به افغانستان اعزام کند که بنظر من این کار خیلی بی معناست سرنوشت جنگ افغانستان را نمی توان به وسیله حضور یا نبود چند هزار نیروی امریکا رقم زد و این امر نمی تواند در جبهه جنگ و سرنوشت تغییر خاصی ایجاد کند برای تغییر اساسی سرنوشت افغانستان باید امریکا تجهیز و نو کردن ارتش افغانستان را به عهده بگیرد و در عین حال دولت افغانستان به طور قاطع مشکلات خود را حل کند و جلوی فساد را بگیرد. یعنی دولت افغانستان و امریکا در رابطه با تجهیز ارتش افغانستان به یک تغییراستراتژیک نیاز دارند و با کم شدن و افزایش نیروی خارجی مساله افغانستان حل نمی شود.
س/
مساله تجهیز نیروهای افغان مساله خیلی مهمی است چرا امریکا و ناتو این کار را نمی کند ؟
پ/
تا حد زیادی مسوولیت به افغانها متوجه است در زمان آقای کرزای هم دولت و ارتش افغانستان کاملا به امریکا متکی بود و برای استقلال و تقویت ارتش گامهای کمی برداشت حتی تا سال ۲۰۰۹ دولت افغانستان در این زمینه هیچ اقدامی نکرد و همواره به امریکا متکی بود در حالی که دولت افغانستان خیلی از کارها را می توان خود انجام دهد ، شاید توان هواپیماهای جنگی را نداشت ولی در تدوین استراتژی آموزش و تجهیز ارتش و دفاع می توانست نقش ایفا کند در این زمینه در چهارده سال آقای کرزای هیچ کاری انجام نشد در دو سه سال اخیر یک سری گامها برداشته شده و خطها روشن شده است ولی عمل به آن نیاز به زمان دارد ما در این کار پانزده سال زمان را هدر داده ایم وجبران آن کار سختی خواهد بود .
س/
از روزی که پاکستان ساخت شده همیشه در کیمپ امریکا بوده است و در معاهدات مهم نظامی از جمله سیتو سنتو در کنار امریکا بوده است ولی مدتی است که روابط پاکستان با امریکا به سردی گراییده است و مقامات پاکستان الان می خواهند وانمود کنند که خود را به چین و روسیه نزدیک کند. بفرمایید که آیا احتمال خروج پاکستان از کمپ امریکا را می دهید و آیا روسیه و چین می تواند آن چه را که امریکا برای پاکستان تامین می کرد ، تامین کند ؟
پ/
بزرگترین اشتباه مقامات پاکستانی اینست که اینها واقعیتهای سال ۲۰۱۷ را در فرمولهای دهه پنجاهم میلادی ارزیابی می کنید بعد از جنگ جهانی دوم دو کمپ بزرگ یعنی کمپ امپریالیستی و سوشالیستی تشکیل شدند و تقابل در میان آنها جغرافیای سیاسی جهان را تعبیر کرده بود پاکستان این چارچوب استفاده کرد و تاکنون بر آن متکی است ولی بعد از فروپاشی شوروری این واقعیتها تغییر کرد و منافع سیاسی ایدیولوژیک تغییر کرده است و جنبه سیاسی اقتصادی آن خیلی پر رنگ تر از جنبه ایدیولوژیک آنست در چنین شرایطی اگر یک کشور موضع خود را در تقابل امریکا و روسیه ارزیابی کند این اشتباه بزرگی است . امروز اگر امریکا و روسیه در برخی مسایل مخالف یکدیگرند در خیلی از مسایل متفق هستند یعنی شرایط زمان جنگ سرد تغییر کرده است در چنین شرایطی این حرف که ما از کمپ امریکا خارج شده و به کمپ روسیه وارد خواهیم شد و امتیازات گذشته را بدست خواهیم آورد فکر می کنم این اشتباه بزرگ مقامات پاکستانست .